TG و تخته گلوله نفتی TC بهطور کامل قابل تعویض نیستند، حتی اگر ابعادشان همخوانی داشته باشد. این تفاوت از نحوهی عملکرد هر طراحی در مدیریت حرکت، فشار و تشکیل لایهی روغن ناشی میشود.
در شرکت NQKSF، اغلب مشاهده میکنیم که کاربران فرض میکنند «یکسان بودن اندازه یعنی یکسان بودن عملکرد»، اما در سیستمهای درزبندی، هندسه و رفتار اهمیت بیشتری نسبت به ظاهر دارد.
طراحی نوع TC بر پایهی مفهوم دو لبه است. یک لبه روغنکاری را حفظ میکند و لبهی دیگر سیستم را در برابر گرد و غبار یا رطوبت محافظت میکند. این ویژگی باعث میشود طراحی TC برای ماشینآلاتی که در محیطهای ترکیبی کار میکنند مناسب باشد— یعنی چرخش پایدار درونی و آلودگی احتمالی در بیرون. فنر پشت لبهی اصلی به آن کمک میکند تا در هنگام حرکت محور با الگویی پیشبینیشده، ثبات خود را حفظ کند.
مهرههای TG بهصورت متفاوتی واکنش نشان میدهند. پروفیل لبۀ آنها برای انتقالهای تیزتر، سرعتهای بالاتر یا شرایطی که فیلم روغن باید بهسرعت پایدار شود، طراحی شده است. ساختار آنها معمولاً سفتتر است و زاویۀ لبۀ آنها برای حرکت پویا تنظیم شده است. در سیستمهایی که شافت بهطور مکرر شتاب یا کاهش سرعت میدهد، این هندسه به مهره کمک میکند تا تماس خود را حفظ کند و از جابهجایی جلوگیری کند.
بهدلیل این تفاوتها، جایگزینی این دو نوع مهره میتواند باعث ایجاد مشکلات ظریفی شود. قرار دادن یک مهرۀ TG در محیطی که برای مهرۀ TC طراحی شده است، ممکن است باعث شود مهره بیش از حد سفت احساس شود و توانایی لبۀ ثانویهاش در مسدود کردن آلایندهها کاهش یابد. همچنین، قرار دادن یک مهرۀ TC در محیطی که برای مهرۀ TG طراحی شده است، ممکن است در حفظ پایداری لبۀ آن در برابر حرکت شدیدتر شافت با مشکل مواجه شود. این مهره از نظر فیزیکی ممکن است در جای خود بگنجید، اما رفتار آن با ریتم سیستم هماهنگ نخواهد بود.

از دیدگاه مهندسی، قابلیت جایگزینی صرفاً دربارهٔ کدهای فهرست نیست؛ بلکه دربارهٔ درک نحوهٔ حرکت ماشین و انتخاب آببندیای است که هندسهٔ آن بهطور طبیعی از آن حرکت پشتیبانی میکند. وقتی ساختار و حرکت با یکدیگر هماهنگ میشوند، قابلیت اطمینان آببندی نیز حاصل میگردد.